تبليغاتX
معرفی ای سی تی چاهک

معرفی ای سی تی چاهک

ما انسانها

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر
مدارک تحصيلی بالاتر اما درک عمومی پايين تر ؛ آگاهی بيشتر اما قدرت تشخيص کمتر داريم
متخصصان بيشتر اما مشکلات نيز بيشتر؛ داروهای بيشتر اما سلامتی کمتر
بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم
چندين برابر مايملک داريم اما ارزشهايمان کمتر شده است. خيلی زياد صحبت مي کنيم، به اندازه کافی دوست نمي داريم و خيلی زياد دروغ می گوييم
ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر
بيشتر خرج می کنيم اما کمتر داريم، بيشتر می خريم اما کمتر لذت می بريم
ما تا ماه رفته و برگشته ايم اما قادر نيستيم برای ملاقات همسايه جديدمان از يک سوی خيابان به آن سو برويم
فضا بيرون را فتح کرده ايم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ايم اما نه تعصب خود را
بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام مي رسانيم
عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داريم اما اصول اخلاقی پايين تر
کامپيوترهای بيشتری مي سازيم تا اطلاعات بيشتری نگهداری کنيم، تا رونوشت های بيشتری توليد کنيم، اما ارتباطات کمتری داريم. ما کميت بيشتر اما کيفيت کمتری داريم
اکنون زمان غذاهای آماده اما دير هضم است، مردان بلند قامت اما شخصيت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی
بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيتهای خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگی يک موقعيت خاص است
در جستجو دانش باشيد، بيشتر بخوانيد، در ايوان بنشينيد و منظره را تحسين کنيد بدون آنکه توجهی به نيازهايتان داشته باشيد
زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را که دوست داريد ببينيد
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 دی1389ساعت 10:36  توسط کاظم فهیمی  | 

نقش دفاتر ict

مهندس یوسف پور : نقش دفاتر ICT روستایی در افزایش کارآیی و بهره وری هدفمند کردن یارانه ها  

دفاتر ICT روستایی به دلیل داشتن زیرساخت های ارتباطی و بانکی این امکان را فراهم کرده اند،که طرح هدفمند کردن یارانه ها در روستاها با موفقیت اجرا شود تا دو هدف عمده ی هدفمندی یارانه ها که افزایش کارآیی و بهره وری ست محقق گردد .

مهندس یوسف پور، عضو هیات مدیره شرکت مخابرات ایران، ضمن بیان این مطلب افزود :پرداخت سود سهام عدالت ، حقوق بازنشستگان ، صدور دفترچه بیمه ، ثبت نام دانشگاهها ، تورهای زیارتی و سیاحتی و دریافت خدمات کشاورزی ، نیروی انتظامی... و دهها خدمات قابل عرضه ی دیگر، از دستگاههای خصوصی و اجرایی ، نمونه هایی از نقش و کارکرد دفاتر ICT روستایی در راستای آماده بودن زیرساخت های اجرایی ، برای هدفمند کردن یارانه ها در روستاها است .

رییس کمیته سیاستگذاری دومین همایش خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستا ،تصریح کرد :
در حال حاضر،دفاتر ICT روستایی با دریافت بالغ بر 90 میلیون قبوض شرکت های خدماتی در روستاها ، فضایی را فراهم کرده اند که روستاییان تمامی خدمات پرداخت و دریافت مالی خود را با حذف و کاهش سفرهای بین شهری عملیاتی کنند.

مهندس یوسف پور با تاکید بر همکاری دستگاههای مختلف اجرایی در فرآیند هدفمند کردن یارانه ها در روستاها افزود : دولت می تواند برای عملیاتی کردن این طرح، از دستگاههای اجرایی با سرعت و عملکرد بالا استفاده کند و نتایج مثبت آن را از یک سو شناسایی و امکانات و قابلیت های دفاتر ICTروستایی و از سوی دیگر شناسایی کارایی دستگاههای تاثیر گذار در افزایش بهره وری را محقق می سازد .

عضو هیات مدیره شرکت مخابرات ایران، افزود : دولت با این اقدام وتعمیم آن به سایر نقاط کشور ، کارآیی و افزایش بهره وری طرح هدفمند کردن یارانه ها را تضمین می کند.

وی کار از راه دور ، بانکداری الکترونیک ، تجارت الکترونیک ، آموزش از دور و .... را شاخص های ارتقای بهره وری در اقتصاد کشور دانست و افزود : دفاتر ICT روستایی امکان بهره مندی از این خدمات را فراهم کرده است.

وی با اشاره به این که فرهنگ اقتصادی حاکم در روستا ، از فرهنگ صرفه جویی ایرانی سرچشمه گرفته، تصریح کرد : با توجه به زیرساخت های آماده در دفاتر ICT روستایی و ارایه خدمات متنوع توسط آنها، می توان در راستای کاهش مصرف سوخت در روستاها، با انجام تمامی مبادلات بانکی ، پستی ، مخابراتی و اینترنتی در این دفاتر فرهنگ اقتصادی را در روستا ها ترویج کرد
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 آبان1389ساعت 22:36  توسط کاظم فهیمی  | 

عروسک وشاهزاده

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را دید و بسرعت به نگهبانانش دستور داد تا استاد پیر را به قصر آورند.

عارف به حضور شاه شرفیاب شد. شاه ضمن تشکر از او خواست که نکته ای آموزنده به شاهزاده جوان بیاموزد مگر در آینده او تاثیر گذار شود. استاد دستش را به داخل کیسه فرو برد و سه عروسک از آن بیرون آورد و به شاهزاده عرضه نمود و گفت: "بیا اینان دوستان تو هستند، اوقاتت را با آنها سپری کن."

شاهزاده با تمسخر گفت: " من که دختر نیستم با عروسک بازی کنم! " عارف اولین عروسک را برداشته و تکه نخی را از یکی از گوشهای آن عبور داد که بلافاصله از گوش دیگر خارج شد.

سپس دومین عروسک را برداشته و اینبار تکه نخ از گوش عروسک داخل و از دهانش خارج شد. او سومین عروسک را امتحان نمود.

تکه نخ در حالی که در گوش عروسک پیش میرفت، از هیچیک از دو عضو یادشده خارج نشد. استاد بلافاصله گفت : " جناب شاهزاده، اینان همگی دوستانت هستند، اولی که اصلا به حرفهایت توجهی نداشته، دومی هرسخنی را که از تو شنیده، همه جا بازگو خواهد کرد و سومی دوستی است که همواره بر آنچه شنیده لب فرو بسته " شاهزاده فریاد شادی سر داده و گفت: " پس بهترین دوستم همین نوع سومی است و منهم او را مشاور امورات کشورداری خواهم نمود. "

عارف پاسخ داد : " نه " و بلافاصله عروسک چهارم را از کیسه خارج نمود و آنرا به شاهزاده داد و گفت: " این دوستی است که باید بدنبالش بگردی " شاهزاده تکه نخ را بر گرفت و امتحان نمود. با تعجب دید که نخ همانند عروسک اول از گوش دیگر این عروسک نیز خارج شد، گفت : " استاد اینکه نشد ! "

عارف پیر پاسخ داد: " حال مجددا امتحان کن " برای بار دوم تکه نخ از دهان عروسک خارج شد. شاهزاده برای بار سوم نیز امتحان کرد و تکه نخ در داخل عروسک باقیماند استاد رو به شاهزاده کرد و گفت: " شخصی شایسته دوستی و مشورت توست که بداند کی حرف بزند، چه موقع به حرفهایت توجهی نکند و کی ساکت بماند.
+ نوشته شده در  سه شنبه 27 مهر1389ساعت 18:19  توسط کاظم فهیمی  | 

تقدم شما

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مهر1389ساعت 14:55  توسط کاظم فهیمی  | 

چند داستان

مسلمانی
مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است. مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود . سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد .پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت انها می اید و میگوید: <تو یک قهرمانی> فردا در روزنامه ها می نویسند :  یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد * اما ان مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم * پس روزنامه های صبح می نویسند:  امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد . * ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم * از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی؟
* <من ایرانی هستم > * فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسند :: * یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت !
********************
خداراشکر
 

روی نیمکت پارک نشسته بود و به لباسهای کهنه فرزندش و تفاوت او با بچه های دیگر نگاه می کرد، ماشین گران قیمتی جلو پارک ایستاد و مرد شیک پوشی از آن پیاده شد و با احترام در ماشین را برای همسرش که پسرکی در آغوش داشت باز کرد. با حسرت به آنها نگاه کرد و از ته دل آه کشید. آنها کودک را روی تاب گذاشتند. خدایا! چه می دید! پسرک عقب مانده ذهنی بود. با نگاه به جستجوی فرزندش پرداخت، او را یافت که با شادی از پله های سرسره بالا می رفت. چشمانش را بست و از ته دل خدا را شکر کرد.

************************


سخنران در حالي که يک بيست دلاري را بالاي سر برده بود از 200نفر حاضردر سمينارپرسيد چه کسي اين 20دلاري را مي خواهد؟؟ همه دستها را بردند بالا  بعد پول را مچاله کرد و دوباره گفت هنوز کسي هست که اين 20دلاري را بخواهد باز همه دستها را بالا بردند سپس اسکناس را روي زمين انداخت و با پا پول را مچاله کرد وباز هم گفت کسي پول را مي خواهد.دستها همچنان بالا بود.سخران گفت دوستان من شما همگي درس ارزشمندي را ياد گرفتيد. در واقع چه اهميتي دارد که من اين 20دلاري را چه کار کنم مهم است که شما هنوز ان را مي خواهيدچون ارزش ان کم نشده است.اين اسکناس هنوز 20دلار مي ارزد.
ما در زندگي ممکن است به خاطر شرايطي زمين بخوريم و مچاله و کثيف شويم و احساس کنيم که بي ارزش شده ايم. اما اصلا مهم نيست که چه اتفاقي افتاده است.
مهم اين است شما هرگز ارزش خود را از دست نداده ايد چون هنوز کساني هستند که شما را دوست داشته باشند.

 
+ نوشته شده در  شنبه 17 مهر1389ساعت 20:0  توسط کاظم فهیمی  | 

مر خصی

همسر یکی از فرماندهان پاسگاه که به تازگی هم ازدواج کرده و چندین ماه از زندگیشان  دور از شهر و بستگان در منطقه خدمت همسرش می گذشت بدجوری دلتنگ خانواده پدری اش شده بود چندين بار از شوهرش درخواست می کند که برای دیدن پدر ومادرش به شهرشان به اتفاق هم یا به تنهایی مسافرت کند ولی هر بار شوهرش  به بهانه ای از زیر بار موضوع شانه خالی می کند. زن که در این مدت با چگونگی برخورد ماموران زیر دست شوهرش و بعضا مکاتبات آنها برای گرفتن مرخصی و غیره هم کم و وبیش آشنا شده بود به فکر می افتد حالا که همسرش به خواسته وی  اهمیتی قائل نمی شود او هم به صورت مکتوب و به مانند ماموران درخواست مرخصی برای رفتن و  دیدن خانواده اش بکند ، پس دست به کار شده و در کاغذی درخواست کتبی به این شرح می نویسد:

جناب .....

فرمانده محترم ...

اینجانب .... همسر حضرتعالی که مدت چندين ماه است پس از ازدواج با شما دور ازخانواده و بستگان خود هستم حال که شما بدلیل مشغله بیش از حد کاری فرصت سفر و دیدار بستگان را ندارید بدینوسیله درخواست دارم که با مرخصی اینجانب به مدت .. برای مسافرت و دیدن پدر ومادر واقوام موافقت فرمایید. با احترام همسرتان                               

و نامه را در پوشه مکاتبات همسرش می گذارد. چند وقت بعد جواب نامه به این مضمون بدستش میرسد:

سرکار خانم ....... عطف به درخواست مرخصی سرکار عالی جهت سفر برای دیدار اقوام *با درخواست شما به شرط تامین جانشین موافقت میشود."*

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مهر1389ساعت 12:33  توسط کاظم فهیمی  | 

دوستان خداوند

دوستان خداوند
   نیکوکاران
   پرهیزکاران
   صابران
   متوکّلین
   عدالت پیشگان
   توبه کنندگان
   پاکان

محرومین از دوستی خداوند
   ستمکاران
   اسراف کنندگان
   خیانت کاران
   متجاوزان به حقوق دیگران
   فساد کنندگان
   مستکبران 
   انسان های ناسپاس گناهکار

+ نوشته شده در  شنبه 10 مهر1389ساعت 19:4  توسط کاظم فهیمی  | 

عقرب

روزی مردی عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند.
او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب او را نیش زد .
مرد باز سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.
رهگذری او را دید و پرسید: برای چه عقربی را که نیش می زند، نجات می دهی؟ مرد پاسخ داد: این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم.
چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتاً نیش
+ نوشته شده در  شنبه 10 مهر1389ساعت 18:43  توسط کاظم فهیمی  | 

برای انسانها

به حضرت موسي (ع)  وحي شد كه شش چيز را در شش جاي قرار دادم، مردم در شش‌جاي ديگر به دنبال آن مي‌گردند:

1-       من آسايش را در بهشت خلق كردم ،  مردم در دنيا به دنبال آن مي‌گردند.

2-       من رفعت و بزرگي را در تواضع قرار دادم ،  مردم در تكبر آن را مي‌جويند.

3-       من عزت را در بيداري شب قرار دادم ، مردم در دربار سلاطين طلب مي‌كنند.

4-       من دعاي مستجاب را درغذاي حلال قرار دادم ، مردم در سروصدا دنبال مي‌كنند.

5-       من علم را در غربت قرار دادم ،  مردم در وطن جست‌وجو  مي‌كنند.

6-       من رضاي خود را مخالفت با هواي نفس قرار دادم ، مردم در تبعيت از نفس مي‌طلبند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مهر1389ساعت 13:37  توسط کاظم فهیمی  | 

سراسری شدن پست بانک روستای چاهک

خدمتی دیگر وافتخاری دوباره  پست بانک روستای چاهک به صورت انلاین درخدمت شما مشتریان وهمشریان میباشد
+ نوشته شده در  جمعه 2 مهر1389ساعت 13:59  توسط کاظم فهیمی  |